معماری سنتی ایران و یک دنیا رمز راز در دل این چار دیواری ها
توي كوچه پسكوچههاي باريك و قديمي شهرهاي سوزان كويري كه پرسه بزني، در پناه سايه ديوارهاي بلند خاكي رنگ، به درهاي كوچك رنگ و رو رفتهاي برخواهي خورد كه تقريبا غيرممكن است بتواني آنچه در پشتشان پنهان شده را پيشبيني كني.
اين درها، وروديهاي دالانهاي باريك و نيمهتاريكي هستند كه شما را به يك حياط بزرگ و وسيع ميرسانند؛ حياطي كه دورتا دورش را فضاهاي مختلفي پر كرده و يك خانه ايراني را شكل داده است؛ خانههايي كه مناسبترين مكان براي سكونت يك خانواده ايراني بودند.

در چله تابستانهاي يزد و كاشان- كه اين روزها كولرهاي آبي هم حريفشان نميشوند- ساكنان اين خانهها در گذشته ذرهاي احساس گرما نميكردند يا در زمستانهايي كه سرماي كوير به مغز استخوان ميرسد، اتاقها با كمترين سوختي گرم ميشد.
آبي كه مايه روشني زندگي بود، بدون سيستمهاي لولهكشي امروزي از يكيك خانهها ميگذشت و همه را سيراب ميكرد. آن سالها، ساكنان خانه در يك عمارت زيبا و سرسبز، دور از چشم غير، روزگار ميگذراندند.
اين خانهها براي ما ايرانيها حريمي مقدس بودند؛ محلي براي يكپارچگي خانوادههايمان. آنها فراتر از ارزش معماريشان حريمي بودند براي آرامش و يكپارچگي خانه و خانواده.
محمد حسن سرائی![]()




"خدا" در هرکسی روحی دمیده،